X
تبلیغات
رایتل

یک روز یک پسر خورد سالی که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسد: پدرجان! لطفا برای من بگوید سیاست یعنی چی؟

پدرش فکری می کند و می گوید: بهترین راه اینست که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمان بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز را در خانه من تعیین می کنم. مادرت دولت هست، چون کارهای خانه را او اداره می کند. کلفتمون ملت ضبعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کند و هیچز ندارد. تو روشنفکرهستی چون درس می خوانی و پسر فهمیده ای هستی. احمد برادری کوچیکت هم که دو ساله هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.

پسر کوچک نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می رود به اتاق برادرکوچکش و می بیند زیرش رو کثیف کرده و در گه خودش دست و پا می زند. میرود به اتاق خواب پدر و مادرش و می بیند پدرش در تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هرکاری می کند مادرش از خواب بیدار نمی شود. میرود به اتاق کلفت شان که او را بیدار کند، می بیند باباش در تخت کلفت شان خوابیده. میرود و سرجایش میخوابد و فردا صبح از خواب بیدار میشود.

فردا صبح باباش ازوی میپرسد: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گوید: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه را میدهد، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تواند دولت را بیدار کند، در حالی که نسل آینده در گه خودش دست و پا می زند.

{در آخر باید عرض کنم که این سایت هنوز زیر تغیر اس لذا تا حال کدام اخذ مفید شاید به نظر نباشد اما در رزای آینده میکوشم تا ر بهتر سازی ای سایت شخصی کارها و فعالیت خوب کنم.

با تشکر!