X
تبلیغات
رایتل

آریستوکلس به خاطر اینکه سینه های ستبری داشت به پلاتو معروف شد و بعد ها در برگردان نام او به عربی نامش به افلاطون برگردانده شد.پس بدین خاطر است که ما آریستوکلوس را با نام افلاطون می شناسیم .

 او در 427 قبل از میلاد در آئگینا در آتن متولد شد و چیزی حدود 80 سال بعد در سال 347 (ق م) در گذشت . او در خانواده ای اشرافی متولد شد که بیشتر موافق سنت ها بودند. او در کودکی پدرش را از دست داد .

اما عاملی که باعث شد تا او به یکباره دچار تحول شود اعدام سقراط بود . سقراط  در نظر او مردی وارسته و دانشمند بود که توسط نظام دموکراسی نابود شد .

افلاطون آتن را به قصد آموختن ترک کرد و این اصل را که دانش فضیلت مورد تآکید قرار داد . بعد از سالها به آتن باز گشت و تا پایان عمر  در آنجا به تدریس مشغول بود ،اما آنطور که گفته اند ریشه های تفکر سیاسی اروپا را می توان در آثار بزرگ او به نام های « جمهور » و « سیاست » و « قوانین » پیدا کرد .

در کتاب جمهور که نوشته عمده ای در فلسفه سیاسی او به حساب می آید سیاست ، اقتصاد ، فلسفه اخلاق، تاریخ ، فلسفه فرا طبیعی و اکثر آنچه که مورد نیاز بوده است و در توسعه زندگی بشر نقش تعیین کننده ای داشته است مورد بحث قرار گرفته است .

افلاطون در جمهور این را گفت که سیاست یک هنر است و مانند همه هنر های دیگر برای موفق شدن نیاز به دانش کارشناسی دارد و در جایی دیگر در این کتاب گفته است که سه نیرو انسان را بر می انگیزد که عبارت اند از اشتها ، روحیه و عقل .

اثر دیگر او که « سیاست » نام دارد که در این اثر نیز با تکرار برخی از اصو ل جمهور روبرو می شویم ، افلاطون در بخشی از این کتاب گفته است :« پرورش مردم با فضلیت وظیفه فرمانرواست ، اموزش کار ویژه مهم حکومت است و قانون فرود تر از دانش است » و در بخشی دیگر نیز در دسته بندی دو سویه ای برای دولت ها ارائه می دهد که شامل دولت های رعایت کننده قانون و دولت هایی که بی اعتنا به قانون هستند شامل می شود .اثر سوم او که در سالهای اواخر عمرش نوشت شده است که در این کتاب شاهد افول ادبی اثر نسبت به آثار قبلی است که این اثر « قوانین » نام دارد .

در این کتاب تمایل به استدلال ، توجه به دین ، گرایش به محافظه کاری و... همه نشان از پیری افلاطون است اما با این حال قوانین اثر سیاسی مهمی محسوب می شود و از برخی جهات بیشتر از جمهور تاثیر گذار بوده است .

اما ارسطو که او در استاگیرا (استاورو) متولد شد پدر او طبیب پادشاه مقدونی ( جد اسکندر مقدونی ) بود. ارسطو در سن 17 سالگی به آتن رفت و تا سن 37 سالگی در انجا ماند و در آکادمی افلاطون درس می خواند شغل پدرش بر او تاثیر داشت و باعث شد تا او به علوم زیست شناختی نیز روی آورد . در ضمن باید گفت که او در ابتدا به عنوان نوآموز و بعد به عنو ان دستیار افلاطون به کار خود ادامه داد تا افلاطون در گذشت .

بعد از این ماجرا ارسطو اکادمی را ترک کرد و به لسبوس رفت و زیست شناسی دریایی خواند و پس از مدتی به عنوان مشاور غیر رسمی هرمیاس کار کرد و در سن 40 سالگی با خواهر زاده یا دختر خوانده او ازدواج کرد .

ارسطو در سال 335 قبل از میلاد به اتن بازگشت ومدسه ای را با نام لیسیوم بر پا کرد که در این مرسه شیوه آموزش به شکلی بود که شاگردان در حالی که قدم می زدند درس های خود را می آموختند، پس این امر موجب این شد تا نام مکتب او را مشایی یا پریپالوسی گذاشتند .

از آثار او که به مدت 300 سال با انجیل رقابت کرد و بعد در شمار کتاب های مقدس مسیحان در آمد و اینکه کلیسای رم در آن زمان او را یکی ازاستادان مسلم می دانست که راهنمایی علمی و عملی انسان ها را بر عهده دارد .

ارسطو معتقد بود که کارهای تعلیم و تربیت به دست دولت باشد نه به دست افراد یا گروه های خصوصی ، دولت باید بنا به مقاصد خود افراد را تربیت کند .

در نظام اخلاقی ارسطو خوبی در سه نوع انسان نمایان است در «انسان خوب» «شهروند خوب» و «فرمانروای خوب» و اما طرح او در باره ی دولت آرمانی و پیشنهاد های او در باره ی نظام تربیتی کامل به نظر نمی رسد وا نتهای بحث ناگهان قطع شده است، اما آنچه که مشخص است این است که اغلب گفته می شود ارسطو و افلاطون مخالف یکدیگر بوده اند که این گفته چندان درست به نظر نمی رسد  و نشان از عدم آگاهی کامل از فلسفه افلاطون و ارسطو نشان می دهد .

با نگاهی ژرف به اندیشه ها و آثار آنها می توان گفت که ارسطو بزرگترین افلاطون گرا بود چرا که کوشیده است بدون نقایص نظام فکری افلاطون ، یک فلسفه ایده آلیستی ترسیم کند ، به عبارت دیگر می توان گفت که ارسطو در واقع رشد افلاطون گرایی بود هر چند که اختلاف دیدگاه هایی که میان آن دو وجود داشته است که امری طبیعی و اجتناب ناپذیر است .