اصطلاح لیبرالیسم برگرفته از ریشه لاتینی Liber به معنای آزادی است. لیبرالیسم در قاموس سیاسی نظریهای است که خواهان حفظ درجاتی از آزادی در برابر هر نهادی است که تهدید کننده آزادی بشر باشد. لیبرالیسم در زمینه اندیشههای اقتصادی، به معنای مقاومت در برابر تسلط دولت بر حیات اقتصادی در برابر هر نوع انحصار و مداخله دولت در تولید و توزیع ثروت است. اصطلاح دیگری که در این رابطه وجود دارد، لیبرالیسم مذهبی است که به معنای اعتقاد به حق هر کس در انتخاب راه پرستش خداوند یا بی ایمانی است . لیبرالیسم از سویی به یک جریان سیاسی بورژوازی اطلاق میشد که در عصر مترقی بودن آن یعنی در زمانی که سرمایهداری صنعتی علیه اشرافیت فئودالی مبارزه میکرد و درصدد گرفتن قدرت بود، به وجود آمد و رشد کرد .
«لیبرالیسم»، مؤلف از اجزایی است که از ترکیب آنها، این نظام فکری ساخته میشود، این اجزاء به قرار زیرند:
۱- بدبینی به قدرت (خصوصاً قدرت مطلقه) و کوشش جهت مهار قدرت دولت از طریق: • دموکراتیک کردن دولت: دولت دموکراتیک بیشترین بخت و امکان را برای تأمین آزادی و برابری دارد. دولت دموکراتیک از نظر لیبرالها ”دولت حداقلی“ است. دولتی است که مدام کوچک میشود. حوزه فعالیت آن محدود و از نظر قانونی به شدت تعیین شده و تحت نظارت است.
میتوان و باید لیبرال دموکراسی را نقد کرد. فمینیستها تفکیک حوزه خصوصی از حوزه عمومی را به پرسش گرفته و میگویند تمام ظلمها و بیعدالتیها لزوماً دارای منشا سیاسی نیستند، بلکه بسیاری از آنها دارای منشا اجتماعیاند. به گمان آنها امر خصوصی را نباید از امر سیاسی جدا کرد. حوزه خصوصی و نهاد خانواده باید دموکراتیک شوند. سوسیالیستها، اقتصاد بازار لیبرالی را به پرسش میگیرند و خواهان توزیع عادلانه ثروتاند. اجتماعگرایان فرد انتزاعی بدون تاریخ، فاقد سنت و بیلباس و بیهویت لیبرالها را به پرسش میگیرند. هر گروه ضمن پذیرش آموزههای لیبرالی، یک یا چند آموزه لیبرالی را نقد و اصلاح میکند تا راهگشای جامعهای آزادتر، برابرتر و منصفانهتر شود که به سبکهای مختلف زندگی راه میدهد.بعضی اقتصاد دانان نیز، معتقدند که نظام مبتنی بر سرمایه و بدون دخالت دولت، تنها در جوامعی امکان دارد که طبقه متوسط ، اکثریت جامعه راتشکیل دهد و درکشورهایی مانند ایران که اکثر مردم از طبقه فقیر می باشند ، عملکرد لیبرالیستی باعث عمیق تر شدن شکاف بین دو طبقه فقیر وسرمایه دارمی شود یعنی به فقیر تر شدن فقرا و ثروتمندتر شدن ثرو تمندان می انجامد. بعلاوه لیرالیسم به نوعی نخبه گرائی در جامعه منجر می شود . چرا که لیبرالیسم با قائل شدن آزادی برای فعالیت افراد در عرصه اجتماعی تنها ه کسان مجال فعالیت و تاثیر گذاری در عرصه اجتماعی را می دهد که دارای توانائهای فردی ذاتی هستند ا از پشتوانه کافی (نظیر ثروت یا مقام و منزت اجتماعی ) برخوردار باشند.
روش لاقیدانه نسبت به سیاست و خودداری از شرکت در جریان سیاسی، از داشتن مشی صریح سیاسی.
واژه انگلیسی آپارتاید یکی از اشکال وحشیانه تبعیض نژادی را بیان می کند و در اصل عبارتست از سیاست تبعیضی که نژادپرستان کشور جمهوری آفریقای جنوبی علیه اکثریت سیاهپوست بومی و هندیان آن کشور اعمال می کنند. از نظر لغوی به معنای مجزا و جدا نگهداشتن است. آپارتاید یعنی جدا نگه داشتن افراد متعلق به نژادهای غیرسفید، مجبور کردن آن ها به اقامت در محلات و استان های خاص، محروم کردن آن ها از کلیه حقوق سیاسی وامکان تحصیل و پیشرفت. در مناطقی که سیاهپوستان مجبور به اقامت در آن می شوند و حق خروج از آن را ندارند حداقل امکانات زندگی نیز موجود نبود.کنگرهی ملی آفریقا با درخواست ایجاد جامعهی آزاد چندقومی، جنگی علیه نظام آپارتاید به راه انداخت. طرفداران لغو آپارتاید، تظاهرات آرامی در شپرویل و تسوتو به راه انداختند، که با مقاومت مخالفان روبهرو شد. راهپیمایان سیاهپوست شلاق زده شدند، و حتی در مارس ۱۹۷۰، بیش از ۷۰ آفریقایی کشته شدند. دوتن از مخالفان اصلی آپارتاید، استیو بیکو و نلسون ماندلا بودند.استیو بیکو به حکومت سیاهان اعتقاد داشت، در حالی که ماندلا به حقوقی مساوی برای تمامی اهالی آفریقای جنوبی معتقد بود. در سال ۱۹۶۲، ماندلا دستگیر شد و پس از محاکمه به حبس ابد محکوم گردید. در سال ۱۹۹۰، ماندلا در سن ۷۲ سالگی آزاد شد و مبارزه برای حقوق انسانی اهالی آفریاقی جنوبی را از سر گرفت. سرانجام اف دبلیو دلکرک رییس جمهور آفریقای جنوبی با او وارد مذاکره شد. یک سال بعد، کنگره ملّی آفریقای جنوبی پیروز شد و ماندلا به ریاست جمهوری رسید و رژیم آپارتاید إلیالأبد در آفریقای جنوبی لغو گردید و در اقصی نقاط عالم هم لغو گردید.
تکنوکراسی از واژه یونانی Tekhne به مفهوم فن و شیوه و Kratos به معنی حکومت، قدرت و فرمانروایی ترکیب یافتهاست. تکنوکراسی در اصطلاح به حکومت تکنیک اطلاق شدهاست که در آن نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باید بوسیلهٔ صاحبان فن اداره شود. به دیگر سخن تکنوکراسی به مفهوم هواداری از رهبری ارباب فن است که بر ماشینیسم و دانش فنی و مهارتهای تکنولوژیک تکیه دارد و همانها یعنی مهندسان، دانشمندان و تکنوکراتها باید فعالیتهای اقتصادی و سیاسی را رهبری کنند.
نهضتی بنام تکنوکراسی در سال ۱۹۳۲ در آمریکا بوجود آمد که مرکز آن دانشگاه کلمبیا بود. در بحبوحهٔ بحران بزرگ اقتصادی آمریکا که اقتصاددانان و سیاستمداران از غلبهٔ بر آن عاجز بودند گمان میرفت که شاید مهندسان و تکنوکراتها قادر به مهار آن باشند. در واقع این نهضت واکنش بحران ۱۹۳۳-۱۹۲۹ بود. از آن پس حکومت ارباب فن هوادار جندانی نیافت و این عقیده رایج شد که مغزها و دستهای تکنوکراتها هر اندازه که خوب چرخهای تکنولوژی جدید را بچرخاند دلیل آن نیست که بتواند چرخهای حکومت را هم به خوبی به گردش در آورند. به ویژه که در عصر ما تکنولوژی خود به سبب داشتن عارضههای منفی مورد انتقاد و نکوهش برخی از متفکران اجتماعی قرار گرفتهاست.
سوسیالیسم اندیشهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که هدف آن لغو مالکیت خصوصی ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است. این «مالکیت اجتماعی» ممکن است مستقیم باشد،مانند مالکیت و اداره صنایع توسط شوراهای کارگری، یا غیر مستقیم باشد، از طریق مالکیت و اداره دولتی صنایع.
اگر چه اندیشههای مبتنی بر لغو مالکیت خصوصی پیشینه زیادی در تاریخ دارد ولی جنبش سوسیالیستی بیشتر پس از شکلگیری جنبش کارگری در قرن نوزدهم میلادی اهمیت سیاسی پیدا کرد. در آن قرن حزبهای گوناگون که خود را سوسیالیست، سوسیال دموکرات و کمونیست مینامیدند با هدف لغو مالکیت خصوصی در اروپا و آمریکا شکل گرفت.
انترناسیونالیسم پرولتری مفهومی مارکسیستی است. این مفهوم به طور کلی به این اشاره دارد که کارگران باید در همبستگی با کارگران همهٔ جهان به جای دنبال کردن منافع ملی خود گام بردارند. میتوان گفت که این مفهوم در خط آخر مانیفست کمونیست و شعار معروف "کارگران تمام کشورها، متحد شوید!" خلاصه شده است.
برداشتها از این مفهوم بین گروههای مختلف بسیار متفاوت بودهاست.
متضاد انترناسیونالیسم پرولتری، را میتوان ناسیونالیسم بورژوایی دانست.
اصطلاح لیبرالیسم برگرفته از ریشه لاتینی Liber به معنای آزادی است. لیبرالیسم در قاموس سیاسی نظریهای است که خواهان حفظ درجاتی از آزادی در برابر هر نهادی است که تهدید کننده آزادی بشر باشد. لیبرالیسم در زمینه اندیشههای اقتصادی، به معنای مقاومت در برابر تسلط دولت بر حیات اقتصادی در برابر هر نوع انحصار و مداخله دولت در تولید و توزیع ثروت است. اصطلاح دیگری که در این رابطه وجود دارد، لیبرالیسم مذهبی است که به معنای اعتقاد به حق هر کس در انتخاب راه پرستش خداوند یا بی ایمانی است . لیبرالیسم از سویی به یک جریان سیاسی بورژوازی اطلاق میشد که در عصر مترقی بودن آن یعنی در زمانی که سرمایهداری صنعتی علیه اشرافیت فئودالی مبارزه میکرد و درصدد گرفتن قدرت بود، به وجود آمد و رشد کرد .
ملیگرایی یا ناسیونالیسم بصورت کلی به جریان اجتماعیـــسیاسی ِ راستگرایی گفته میشود که میکوشد با نفوذ در ارکان سیاسی کشور در راه اعتلا و ارتقای اساسی باورها، آرمانها، تاریخ، هویت، حقوق و منافع ملت گام بردارد. این جریان با محور قرار دادن منافع ملت به عنوان نقطهٔ گردش تمامی سیاستهای خارجی و داخلی، باعث جهشهای تکاملی و سرعت بخشیدن به حرکت روبرشد ملل در رسیدن به تمدن جهانی میشود.
ناسیونالیسم، در تضاد با باور نوینی است که جهانوطنی (انترناسیونالیسم)نام دارد و طرفدار یکی شدن همهٔ مرزها و از میان رفتن مفهوم امروز «کشور» است. ناسیونالیسم با ارائه و بنیان مفاهیمی مانند «عشق به میهن» و یا «ملتپرستی» به جنگ با باورهای انترناسیونالیستی رفته و میکوشد کاستیهای پدید آمده از کارشکنیهای سیستمها و اشخاص «جهانوطن» را برطرف سازد .
نازیسم به عنوان یک مفهوم تاریخی، نوعی نظام حکومتی دیکتاتوری سرمایه داری است. فاشیسم و نازیسم اشکال مختلف دیکتاتوری سرمایه مالی بزرگ است، (که در شرایط بحران حاد (اقتصادی) برای حفظ حکومت از به قدرت رسیدن کارگران در جامعه حاکم میشود)، برعلیه سایر بخشهای سرمایه داری و دیگر بخشهای جامعه نظیر کارگران. این واژه بعدها در مفهوم گستردهتری به کار رفت و به دیگر رژیمهای دست راستی که دارای ویژگیهای مشابهی بودند، اطلاق شد. نازیسم نوعی از اندیشه فاشیسم و دیکتاتوری سرمایه مالی میباشد.
این اصطلاح بارها در ارتباط با دیکتاتوری آلمان نازی از سال ۱۹۳۳ تا سال ۱۹۴۵ (رایش سوم) استفاده گردیده است. این تفکر توسط حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (ان اس دیای پی یا حزب نازی) و به وسیله پیشوا آدولف هیتلر مطرح گردید. طرفداران نازیسم نظریه برتری «نژاد آریایی» و ملت آلمان را نسبت به سایر نژادها و ملل مطرح نمودند. نازیسم در آلمان امروزی غیر قانونی میباشد، گرچه بقایا و احیا کنندگان نازیسم مشهور به «نئو نازی» در آلمان و خارج از آن مشغول فعالیت میباشند.
ادامه مطلب ...
|
|
جنگ عراق چند تمام می شود؟ گران، بسیار گران! اما نه فقط برای اقتصاد آمریکا! «ژوزف استیگلیتس»، برنده جایزه اقتصاد نوبل و «لیندا بیلنر»، استاد دانشگاه «هاروارد» و کارشناس مسائل بودجه، معتقدند جنگ عراق تاکنون ۳۰۰۰ میلیارد دلار برای آمریکا تمام شده است، و این را در کتابی تحت عنوان «۳تریلیون دلار جنگ: هزینه واقعی جنگ عراق» فاش می سازند. کمیسیون کنگره آمریکا هفته گذشته در همین راستا با «ژوزف استیگلیتس» به گفت وگو پرداخته است. در ادامه مقاله: جنگ عراق چند تمام می شود؟ |
باز چاپ کارتون های حضرت محمد و تولید فلمی در هالند که گفته میشود از اسلام انتقاد میکند با واکنشهای زیادی همراه شده است. در واکنش به این اقدام مردم برخی ولایات در افغانستان دست به مظاهره زده و خواستار خروج نیروهای این دو کشور از افغانستان شده اند. وزارت خارجه کشور و پارلمان نیز طی بیانیههای این اقدام را محکوم کردهاند. نمایندگی سیاسی ملل متحد در کابل نیز در واکنش به بازچاپ کارتونها میگوید آزادی بیان به معنای اهانت به مقدسات نیست و باید حرمت مقدسات تمامی ادیان حفظ شود. علیم صدیقی سخنگوی نمایندگی این سازمان در کابل به خبرنگاران گفت احساسات مسلمانان برای ما قابل درک و احتراماند.
در ادامه مقاله: نمایندگی سیاسی ملل متحد در افغانستان
|
حکومت در ' ۹۵' فیصد افغانستان تسلط دارد.
رئیس ادارۀ امنیت ملی افغانستان میگوید حکومت در ۹۵ فیصد ساحات افغانستان حضور دارد. این گفته، اشاره به تخمین قبلی ایست که گفته بود حکومت کابل بر یک ثلث حصۀ افغانستان کنترول دارد.
مایک مکانل، رئیس ادارۀ استخبارات ملی ایالات متحده هفتۀ گذشته به کانگرس گفته بود که ۶۰ در صْد اراضی افغانستان، تحت کنترول قبایل محلی است. او گفت که طالبان فقط ده فیصد را در کنترول دارند، در حالیکه حکومت کابل کنترول ۳۰ فیصدْ افغانستان را در دست دارد. درادامه مقاله: حکومت در ' ۹۵' فیصد افغانستان تسلط دارد ... |
سناتور جان کری:افغانستان و پاکستان کشور های نهایت حیاتی و قابل ملاحظۀ جهان
سناتور جان کری در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن گفت وی هر دو کشور افغانستان و پاکستان را از نگاه ستراتیژیکی و با در نظر داشت تهدید دهشت افگنی، منحیث مناطق حیاتی قابل ملاحظۀ جهان میداند.
وی گفت هر دو کشور در بی ثباتی قرار دارند و یکی دیگر را میتوانند بی ثبات بسازند.
سناتور کری گفت وی این منطقه را یک بخش بزرگ سیاست خارجی ایالات متحده میداند و به گفته اش « ما باید آنرا بدرستی به پیش ببریم.»
سناتور بایدن گفت وقت آن فرا رسیده است که با در نظر داشت انتقال سیاسی که متعاقب انتخابات پارلمانی در ماه جاری پاکستان در جریان است، از فرصت استفاده کنیم...
در ادامه مقاله: سناتور جان کری:افغانستان و پاکستان
یک روزنامه عرب زبان با اشاره به مطالب منتشره در روزنامه های عبری زبان درباره نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تاکید کرد: باراک اوباما نامزد سیاه پوست آمریکا بیشتر مورد تایید صهیونیستها است.
روزنامه البیان امارات درمقاله ای به با اشاره به روابط روسای جمهوری آمریکا با رژیم صهیونیستی نوشت : از زمان تشکیل رژیم اسرائیل تا کنون که ماه می آتی، شصتمین سال تاسیس(این رژیم نامشروع و غاصب) برگزار می شود، هیچ کسی به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب نشد، مگر آنکه به شدت جانبدار یهودیان آمریکا و درنتیجه اسرائیل بود.
نویسنده با تاکید براین موضوع که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا این بار با گذشته آن متفاوت نخواهد بود، نوشت: دراین مرحله از رقابت مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری واضح است که پیروزی نهایی درانتخابات درون حزبی درحزب جمهوریخواه ازآن جان مکین است. دراین حال نتیجه انتخابات حزب دموکرات نیاز به زمان دارد،زیرا همانطوری که مشخص است تا کنون رقابتها بین دو رقیب یعنی هیلاری کلینتون و باراک اوباما برابر است.
در ادامه مقاله: حمایت بی چون و چرای صهیونیستها از "باراک اوباما"
در ادامه مقاله: تعهد اتحادیۀ اروپایی درمورد تربیۀ کامل پلیس افغانستان تا اپریل
![]() |
|
اگر با خواندن این عنوان، می اندیشید که "ستریت" باید نام ولایت یا منطقه ای از افغانستان باشد و یا نام یک باشگاه فوتبال که رهسپار آلمان شده است، شما هم مانند من در اشتباهید.
نویسنده خبر - شاید هم به نقل از مقامات ورزشی کشور - عبارت انگلیسی Street football (فوتبال خیابانی) را پیش روی خود گذاشته و بدون اینکه احتمال دهد که خوانندگان کم سوادی مانند من، شاید معنی ستریت (تلفظ ناقص Street) را ندانند، نوشته است "ستریت فوتبال".
همین چند ماه پیش که در کابل بودم، پرده نوشته ای با این عبارت به چشمم خورد که باعث شد برای دقایقی مات و مبهوت این همه ابتکار و نوآوری زبانی و فرهنگی شوم: "انگلش لنگویج انستیتوت اند کمپیوتر ساینس - منتقل از پشاور"...
درادامه مقاله: زبانی که نه فارسی است و نه دری
![]() |
![]() |
"ورژخاچاطوری پارسادانیان" گردآورنده این فرهنگ (که استاد دانشگاه در کشور ارمنستان است) در این فرهنگ کوشیده واژگان خاص فارسی ایران و افغانستان را به هم برگردان کند. بخشی از کتاب، اختصاص به ترجمه از فارسی به دری دارد و بخشی برعکس.
۱. نادرستی ها ۲. اتکا به لهجه عامیانه
۳. اتکا بر گویشهای محلی یا متروک و اتکای زیاد به واژگان غیرفارسی ۴. کمدقتی در مترادفها
۵. رعایتنکردن بعضی اصول ۶. عدم جامعیت
درادامه مقاله: نگاهیبه 'فرهنگ فارسی ـ دری، دری ـ فارسی'